احمد بن محمد ميبدى
467
خلاصه تفسير ادبى و عرفانى قرآن مجيد بفارسى از كشف الاسرار ( فارسى )
سوره 52 آيه 1 1 - وَ الطُّورِ : خداوند سوگند ياد مىكند به قدمگاه موسى ، آنگاه كه در شنيدن سخن حق بود و شراب شوق از جام مهر نوش كرد و در عشق حقّ مست و مخمور آن شراب گشت و از سرمستى و بىخودى نعرهء رَبِّ أَرِنِي * زد ! او را گفتند اگر مىخواهى نسيم قرب ازل بر جان تو دمد ، چنان كه دو پاى از نعلين بيرون كنى از دو گيتى بيزار شو ، و دوست را يكتا شو كه گفتهاند : با دو قبله در ره توحيد نتوان رفت راست * يا رضاى دوست بايد يا هواى خويشتن ! اين جهان و آن جهانت را به يك دم دركشد * گر نهنگ درد دين ناگاه بگشايد دهن طور ، عزيز مكانى است و شريف مقامى كه خداوند در آنجا با موسى مناجات كرد و او را اهل خطاب و كرامات فرمود و بدان كوه سوگند ياد كرد . آوردهاند كه شاه طريقت شيخ جنيد با گروهى از درويشان و فقيران قصد زيارت طور سينا كرد ، چون به دامن كوه رسيد ، هاتفى از آن گوشه آواز داد كه : اى جنيد بر خرام و بر اين مقام پيمبران و اولياء خدا و قدمگاه صديقان و دوستان بالا بيا ، چون بر سر كوه شدند و جنيد قدمگاه موسى را بديد بشوريد و در وجد آمد و همراهان همه به همراه او در وجد آمدند ! و هريكى را شورى و سوزى و از هر گوشه آوازى و نيازى و در هر دلى دردى و گدازى ، يكى از حسرت و نياز مىنالد و يكى از راز و ناز مىگريد آنچنانكه پير طريقت گفت : الهى در سر گريستنى دارم دراز ، ندانم كه از حسرت گريم يا از ناز ، گريستن از حسرت بهرهء يتيمان است و گريستن شمع بهرهء نازان ، از ناز گريستن چون باشد ؟ اين داستانى است دراز ! نوشتهاند راهبى آنجا در غارى نشسته بود چون جنيد و ياران را بدان صفت و بدان وجد ديد ، آنان را گفت : اى امّت محمّد ، شما را به خدا قسم با من سخن گوئيد ! از جنيد پرسيد اين رقص شما و اين حال و وجد شما همهء امّت راست بر عموم ؟ يا قومى راست بر خصوص ؟ جنيد گفت : قومى راست بر خصوص ! پرسيد : سيرت و صفت اين قوم چيست ؟ گفت : قومى كه دنيا و عقبا در باديهء وقتشان دو بارانداز است و بهشت و دوزخ بر راه دردشان دو منزل است و هرچه جز حقّ باشد نزد آنها باطل است ! در روز نظارهء صنايع كنند و در شب مشاهدهء صانع ! بىخيل و حشم پادشاهانند و بىگنج و خواسته توانگرانند ، دردها در دل دارند و از گفتن آن بىزبانند ! و زبان حالشان اين است : خدايا ، وقت را به درد مىنازيم و زيادتى را مىسازيم به اميد آنكه چون درين درد بگذاريم . درد و راحت را هر دو براندازيم ! راهب گفت : اى شيخ ، راست مىگوئى و من در انجيل عيسى خواندهام كه از خواص امّت محمّد قومى خرقهدارانند بهصورت درويش و به سيرت توانگر ! در ميهن خود بيگانه و از مردم روىگردان ، از دنيا به لقمهاى و خرقهاى خشنود و از تعلّق و علاقه آزاد و آسوده ! و من چون چنان ديدم گواهى به يگانگى خداوند و پيمبرى محمّد مىدهم و اقرار مىكنم كه دين شما بر حق است ! و من به يگانگى خدا و پيغمبرى محمّد گواهى مىدهم . سوره 52 آيه 2 2 - وَ كِتابٍ مَسْطُورٍ . آيه . به زبان اشارت و بر ذوق اهل حقيقت ، آن نبشتهايست كه خداوند در عهد ازل بر خود نبشت كه : رحمت من بر غضب من پيشى دارد ، هزار جان عزيز فداى آنوقت دلنواز باد كه